محمد حیدر ژوبل
ساحه فعالیت: ادبیات دری
محمد حیدر ژوبل
محمد حیدر ژوبل یکی از ستاره گانِ برجسته ادبیات معاصر افغانستان در حوزه های نگارش،پژوهش،تاریخ ادبیات نگاری، نقد و ادبیات شناسی می باشد. وی به سال1304هجری خورشیدی در محلة «باغبان کوچه» در شهر کابل به دنیا آمد.
ژوبل پس از ختم دوره بکلوریا در لیسه امانی(نجات) به اساس عشق و علاقه زیادی که به تحصیل در رشته ادبیات داشت، شامل دانشکده زبان و ادبیات دانشگاه کابل شد. بعد از اتمام دورة لیسانس،جهت ادامة تحصیل به کشور امریکا رفت وماستری خود را در رشتة نقد ادبی و فلسفه از« دانشگاه پرنستون» آن کشور به دست آورد. او در آن زمان نخستین افغان بود که در حوزه یاد شده به تحصیل پرداخته بود.
حیدر ژوبل بعد از بازگشت به کشور مدتی به عنوان معلم در لیسه نجات مشغول به کار شد و پس از آن به مدیریت معروفترین مجله های علمی افغانستان در آن روزگار( مجله های عرفان و آریانا) گماشته شد و مجله های یاد شده در زمان مسوولیت او از ویژگی های علمی برجسته ای برخوردار بودند.
دوره مدیریت ژوبل در مجله آریانا از پربار ترین دوره های کاری این مجله شمرده شده است که طی آن برای نخستین بار در افغانستان به درک علمی از تاریخ توجه شد و مباحث فلسفی آن به کاوش گرفته شد. همزمان با آن به دلیل تسلط ژوبل به زبان های انگلیسی، آلمانی و عربی در این دوره مقاله ها و نگاشته های خارجی به زبان فارسی ترجمه و در مجله آریانا به نشر رسید که شخصیت های نامور دیگری چون علی محمد زهما و نجم الدین انصاری نیز در این راستا با ژوبل همکار بودند.
مجله عرفان نیز با درایت و دانش محمد حیدر ژوبل در آن زمان رنگ و جلوة خاص داشت. برای نخستین بار در مجله ذکر شده به مباحث علمی زبان شناسی و دستور زبان فارسی به گونه روشمند پرداخته شد.
انگار محمد حیدر ژوبل می دانست که حیات علمی او بسیار کوتاه خواهد بود( صرف ده سال) به همین دلیل او در جریان ده سال به اندازه یک عمر برای ادبیات،تاریخ و فرهنگ کشور کار کرد و برخی از ماندگار ترین آثار را آفرید.
محمد حیدر ژوبل نخستین مورخ ادبی افغانستان معاصر است که تاریخ ادبیات نویسی را خلاف روال معمول در روزگارش که به تذکره نگاری شبیه بود؛ به صورت علمی و روشمند آغاز نمود. کتاب «تاریخ ادبیات افغانستان» با آن که از لحاظ تعداد صفحات کتاب حجیمی نیست؛اما می توان ادعا نمود که نخستین تاریخ ادبیات فارسی به شیوة علمی مدرن می باشد.
علاوه بر مقاله های ارزشمند از محمد حیدر ژوبل که بیشتر زیب صفحات مجله های عرفان ، آریانا، ادب و برخی از شماره های سالنامة کابل بوده اند، کتاب های مغتنم ذیل از وی به نشر رسیده است:
-ادبیات از خلال روانشناسی،
- نقد ادبی و روابط آن با تاریخ ادبیات.
-برگزاری روز ملل متحد در کابل.
-به یاد بیدلّ، به مناسبت روز عرس بیدل.
-تاریخ ادبیات افغانستان.
-نگاهی به ادبیات معاصر افغانستان.
-نمونههای ادبیات افغانستان از رودکی تا بیتاب.
-شرح آثار و احوال مولانا جلال الدین بلخی
زبان فارسی و روش تدریس نوین وموثر آن
محمد حیدر ژوبل در پاییز سال1338 خورشیدی، درحالی که تنها سی و چهار سال از عمر را سپری نموده بود، به اثر سقوط طیاره آریانا در حوالی شهر بیروت جان خود را از دست داد و به جاودانه گان پیوست.
سطرهایی چند از نگاشته محمد حیدر ژوبل پیرامون راه های آموزش زبان:
ترکیب لغات
طوریکه آوازمواد خام موسقی است، کلمات مواد خام نگارش اند.تنها کلمات فضیلت نگارش شمرده نمیشود،ارزش آن در اینجاست که چگونه کلمات را قوی ودقیقانه به کار بریم. محصلی که در انکشاف لیاقت افاده ضعیف است باید ذخیرۀ لغات خویش را بزرک کند وتوسعه بخشد .
اول:چگونه ممکنست ذخیرۀلغت راوسیع کرد؟
روشهای ذیل را در ترکیب لغات موثرممدمیگردد.
1- کتاب لغت یا فرهنگ خوبی را بکار برید.
2- به کتب مراجع ،کتب اصلاحات وامثال آن که کلمات را از روی موضوع جمع آوری کرده نه به اساس الفبا ، وکلمات مرادف ،متشابۀ ومتضاد را نشان داده اند ، مراجه گردد. البته چنین کتاب ها در زبان پارسی کم ویا هیچ موجود نیست .فرهنگ نوبهار خیابانی تبریزی از این جمله است .کتاب های مهم لغت را در اخیر این بخش معرفی میکنیم. مرد.
3- وقتآ فوقتآ به دایرۀ المعارف یا کتب مراجع دیگر نگاهی انداخته شود . بعلاوۀ اینکه اطلااحات عمومی شخص را تزئید می بخشد ، در تسلط برکلمات نیز کمک شایانی میکند.
4- کوشش شود پیشاوند ها ،پساوند ها ، ریشه ها وترکیبات زبان فرا گرفته آید. زبان دری (فارسی ) که اساسآ از ریشۀ هندواروپائی است ،دارای عناصر از زبان عربی به پیمانۀوسیع،بعد ترکی، هندی، وفرنگی میباشد.این خود موجب غنای زبان شده که یک کلمه را به چند صورت میتوان اداکرد مثلآشرقشناس، خاور شناس، ومستشرق .
5- یک کتاب لغات شخصی باید داشت که در آن همۀکلمات غیر مانوسی که در هنگام مطالعه،مصاحبت وتحصیل در نظر میآید یاداشت گردد.کلمات نو باید در مذاکره وسخن گفتن بکار برده شود تا ملکه وجزء ذهن گردد.
6- هر گاه محصل کلمۀتازه ای یاد می گیرد،باید دو کلمۀ دیگر نیز فرا گرفت،یکی مترادف ودیگری متضاد آن .دو کلمهۀ مترادف دارای یک معنی مشترک بوده ، دوکلمۀ متضاد .معانی متقابل را احتوا می کند .
7-کلمات را با تصنیف به اساس موضوع نیز میتوان آموخت .یکرشته مطالعات را ممکنست گزید وبدان متمرکز شد...
دوم:کتابهای لغت فارسی وعربی
درکشورهای پیشرفته ،هرمامور،هرنویسنده،هرمعلم سرمیزخودبخانه دراتاق کارخود کتابهای لغت زبان خود وزبانهایراکه بدان سروکاردارد نگهمیدارد .حتی کتابی کوچک وظریفی بجیب خودمیداشته باشندودر موقع لزوم هر آن به آن مراحعه میکنند .در کتابخانه ها انواع کتاب های لغت وجود داشته یا برای مراجعی ازین قبیل اتاقی خاص میداشته باشندوهر آن کسی به کتاب لغت نگاه میکند . به کتاب لغت نظر انداختن ومراجعه کردن عیب نه ، بلکه فضیلت است .مگر ما اگر در صد اداره ویا مدرسه سر بزنیم کتاب لغتی نیست که با آن حل مطلب لغات عربی ویا فارسی شود. هیچکس حتی نویسندگان ومعلمان چه جای آنکه اشخاص دیگر به نگاه کردن در کتاب لغت عادت نکرده اند.بنآهر کس هر چه میخواهد مینویسد ،به املاء توجهی نیست،کلمات را به هر معنی خواسته باشند بکار میبرند ،هر نوع آرزوداشته باشند اشـتقاق میکنند ،خلاصه در نوشته های مان یک هرج ومرج کلمات دیده میشود .
علت قسمآ اینست هر که هر چه نوشت مصونیت دارد وکسی بروی تعرضی نمیکند .اگر فلان مدیر اخبار چنان غلط نوشت ،چه کسی متواند سهوواشتباه او را برویش بکشد. باین ترتیب یکنوع بیعلاقگی وبی پروایی در بکار بردن کلمات پدید آمده است. اگر گاهی کسی هم بروی مبارک شان بیاورد ،فورآ میگویندامروز عصرکاروعلم است ،ما نباید به کلمات وعبارات به پیچیم،تنها مقصد باید افاده شود ،پی غلط ودرست نمی گردیم غافل از اینکه افادۀ نادرست سوتفاهم بار می آورد وموثر نیست.
بزرگان واهل علم همواره از بیسوادی ،خرابی املا وغیره سخن میگویند وراستی اگر رخ این بی اعتنا ییها گرفته نشود ،خدا میداند که کاربکجاخواهدرسید.
قسمآعلت دیگر آن عدم تربیت به استعمال کتاب لغت یا بهتر بگویم بدسترس نبودن کتاب درست لغت است.امروز بهر اداره ،مدرسه حتی کتابخانه سری بزنیم ،یک کتاب لغت عربی یا فارسی که حل مطلب کندوجودندارد .کتابهای از این قبیل که تالیف یا طبع شده یا نقا یص دارد یا اینکه درهند وفارس چاپ شده کمیاب است.ما به دونوع کتاب لغت عربی وفارسی ضرورت داریم یکی برای شاگردان مدارس،دگربرای همه کس که آرزومند یم بزودی از طرف شعب مربوط دارالتالیف ودایرۀالمعار ف تهیه شود...»
( زبان فارسی و روش تدریس موثر آن، ص142/سالنامه کابل،1332،ص278/سیماها و آواها،ص374/ تاریخ ادبیات افغانستان، مقدمه/نثر معاصر فارسی در افغانستان،ص209)