"ادبیات معاصر افغانستان"

Image Description

محمدرفیق شمعریز

ساحه فعالیت: ادبیات دری


دکتور محمد رفیق شمعریز از شاعران شیرین بیان کابل، به سال1310 هجری خورشیدی و در گذر «درخت شنگ» در شهر زیبای کابل پابه عرصۀ وجود نهاد. پدرش محمد علی خان مردی بود نیکو سیرت و دانش دوست که به تعلیم و تربیت فرزندان خود اهتمام زیاد داشت.

شمعریز مقدمات دروس دینی و خواندن ونوشتن را در خانه فراگرفت و برای آموزش دوره های ابتدایی تا لیسه راهی مکتب های ابتدایی گذر پرانچه و لیسه عالی استقلال  شد.

 موصوف در سال 1333 هجری شمسی منظور تحصیل در رشته حقوق و علوم سیاسی شامل فاکتولته حقوق شد و بعد از ختم دوره لیسانس راهی کشور فرانسه شد. شمعریز در دانشگاه پاریس در رشته حقوق بین الملل درس خواند و دکتورای خود را درهمان رشته به دست آورد.

او بعد از بازگشت به کشور، سال های متمادی در بخش های مختلف وزارت امورخارجه کار کرد و یکی از دیپلوماتان ورزیده کشور به شمار می رفت.

این شاعر ورزیده ودیپلومات توانا بعد از لشکرکشی قشون سرخ به کشور ساکن کشور فرانسه گردید و تا پایان عمر در  همان کشور زندگی نمود. موصوف به روز اول اپریل سال2014 در دیار هجرت پدرود حیات گفت و در همانجا به خاک سپرده شد. شاعر توانای کشور جناب محمد نسیم اسیر در روز وفات داکتر شمعریز مرثیۀ حزن انگیزی سروده بود که با این بیت آغاز می یابد:

 

چون شمع آب می شـوم و گـریه می کنم 

کـامـروز در میانۀ ما شعمریز نیست

شمعریز سخنور توانا و حساس بود. او از شاعران برجسته دهه های چهل و پنجاه یا دهه های اوج گیری شعر سیاسی- اجتماعی در  افغانستان است. او از سخنورانی بود که همواره بر تعادل و همگرایی درکشور تاکید داشت و عشق میهن را بالاتر از هر اندیشۀ دیگر می دانست.

شمعریز جدا از سبک سخنوری اش، در رابطه به مسایل اجتماعی و جهانی بیشتر پیرو اندیشه های علامه اقبال لاهوری بود . وی از خود ناشناسی و عدم درک جوامع اسلامی از وضعیت  جهان  شدیدا ناراحت بود و آرزوی این را داشت  تا جوامع اسلامی اوضاع زمان را درک  نمایند و به بیداری و بلوغ لازم سیاسی برای خود شناسی و حرکت درمسیر اعتلا و پیشرفت دست یابند. به همین سبب او یکی از آثار برجسته خود را ذیل عنوان« جرس ها» به پیروی  اثرمعروف« پیام مشرق علامه اقبال سروده است.

دکتورشمعریز در سرایش شعر پیرو سبک هندی و از بیدل دوستان به شمار می رفت. در سروده های وی به خصوص در غزل های او ظرافت ها و شیوه بیان شاعران سبک هندی به خوبی قابل رویت می باشد.

از دکتورشمعریز مجموعه های شعری ذیل به نشر رسیده است:

ــزمزمه های غرب

ــ  آزمون های زندگی

ــ  رحیق کهن

ــ طلسم های شکست و شکست های طلسم

-جرس ها(  به پیروی از پیام مشرق علامه اقبال)

 

 

 

...

نمونه هایی از  شعر شمعریز:

 

آهِ آتش ریز

 

ای به گردون شعله ها از آه آتش ریز ما

صد بیابان جنون جولانگه مهمیز ما

 

صدنیستان ناله درفریاد ما پیچیده است

گریه دارد آسمان بر صوت غم انگیزما

 

ماشهیدان از لحد گربافغان سربرکشیم

محشردیگر شود در روز رستاخیزما

 

بادۀ هستی بریز در سیه خاک عدم

می خورد سنگ اجل برساغر لبریز ما

 

 

 

...

 

 

طفل در آغوش مادر

 

بتان سیمبر سیمین بنا گوش

نکویان گل اندام صفاجوش

 

نگاه برگسین آن پریزاد

که مه خم می شود درپیش ابروش

 

جمال لاله رنگ نازنینان

که دل را می برد روش از کف هوش

 

قد محشرخرام فتنه ایجاد

لب لعلی کگه باشد چشمه ی نوش

 

درخت پر شگوفه در گلستان

که بار عنبرینش همت بردوش

 

طواف مرغکان برشاخ نورس

خرام آهوان در دشت گلپوش

 

به روی گل سحر درگوشه ی باغ

زشبنم قطره لغزیده بیهوش

 

شتاب جویباران بهاری

خروش آبشاران اثر جوش

 

نباشد آنقدر زیبا نباشد

اگربینی کمی با دیده ی هوش

 

که بهر بوسه از روی محبت

بگیرد مادری طفلی در آغوش

 

 

...

 

(شمعستان، 18/ جرس ها،ص38/ سیماها و آواها،صص 431 و432 ./معاصرین سخنور،ص305)