"ادبیات معاصر افغانستان"

سیری در تحول داستان نویسی معاصر دری

کتگوری:مقدمه‌ای بر سیر داستان‌نویسی معاصر

نویسنده: حسین فخری


در ادبیات افغانستان، افسانه‌ها، حکایات و داستان‌های منظوم و منثور پیشینهء دیرینه و پر باری دارند. حتی می‌توان گفت که شماری از شهکارهای ادبیات منظوم و منثور زبان فارسی دری  را همین گونه آثار تشکیل می‌دهند.

در کشور ما پس از تحولات اجتماعی در دورهء امیر احبیب‌الله خان و تأسیس مکتب حبیبیه در سال 1903 میلادی و آغاز نهضت تجدد خواهی و انتشار مجدد سراج‌الاخبار در سال 1911 به مدیریت محمودطرزی و انتشار مقالات او در مورد ادبیات‌ شرق و غرب و ترجمه هایش از داستان های ژول ورن و رخنهء فرهنگ و ادبیات غرب و آثار ایرانی در صحنهء ادبیات کشور، زمینهء تغییرات جدید ادبی پدید می‌آید.

ادبیات کلاسیک- از جمله نظم و نثر ادبی- با قواعد مزاحم و سختگیر خود که در طول حیات و تاریخ ممتد ادبی افغانستان، تغییری عمده در آن راه نیافته بود، دیگر آن قدرت و ظرفیت را نداشت که حیات اجتماعی معاصر را با همه پیچیدگی‌ها و تضاد‌های آن بیان کند و نویسندگان و شاعرانی که می‌خواستند مسایل حاد و مبردم روز را در آثار خویش منعکس کنند، از هر حیث خود را اسیر مقررات فنون و صنایع ادبی می‌یافتند.

با جلوس امان‌الله‌خان در سال 1919 میلادی و کسب استقلال سیاسی و پیروزی جنبش مشروطه خواهان، در فضای اجتماعی و سیاسی کشور، تغییرات بزرگی رخ می‌دهد و مطبوعات و نشریات گسترش می‌یابند. در سال 1921 سراج‌الاخبار به «امان افغان» تغییر نام می‌دهد و در مرکز و ولایات، نشریه‌های متعددی چاپ و پخش می‌گردند که «معرف معارف»، «آئینهء عرفان»، «انیس»، «اتحاد مشرقی»، «اتحاد خان‌آباد»، «بیدار»، «اتفاق اسلام» و «طلوع افغان» از این شمارند.

در این زمان، شیوهء نثر نگاری تحت تأثیر مقاله‌ها و ترجمه‌های محمودطرزی و همکارانش و رخنهء ادبیات غرب و ترکیه و ایران دچار تحول و دگرگونی ژرفی می‌شود و نثر متکلف، مصنوع و منشیانهء سدهء گذشته جایش را به نثر باالنسبه ساده، روان و دلنشین می‌سپارد. طرزی با وجود مخالفت جمعی از دیوانیان و محافظه‌کاران ادبی شیوهء جدید نثر نویسی را توسعه و گسترش می‌بخشد و روزنامه ها و نشرات را وامی‌دارد که از آن پیروی کنند.

نخستین نویسندگانی که داستان و یا رُمان  ابتدایی به زبان دری می‌نویسند، روشن‌فکران مقیم خارج اند. مولوی محمد حسین که فخر پیشگامی را دارد، در سال 1907 میلادی در سن 24 سالگی از هند به کابل آمده، در مکتب حبیبیه به تدریس تاریخ و جغرافیه می‌پردازد و در حلقهء مشروطه خواهان اول شامل می‌شود. مولوی محمد حسین در سال 1298 شمسی «جهاد اکبر» را در چندین شمارهء پیهم مجلهء «معرف معارف» به نشر می‌سپارد. این داستان در حقیقت بیانگر جهاد و مبارزهء ملت افغان بر ضد اشغالگران انگلیس تحت رهبری وزیرمحمد اکبرخان است. شخصیت مرکزی داستان جنگاور دلیر محمد اکرم خان است. داستان به طور نسبی از ویژگی‌های داستانی و ساختمان در خورد توجهی بر خوردار است، اما نشانه‌هایی از روایات و قصص قدیم و آثار کهن و باستانی و استفاده از امثله و حدیث و شعر و واژه های عربی نیز در آن دیده می‌شود. دومین داستان معاصر دری، «تصویرعبرت» یا «بی بی خوری جان» است. نویسندهء داستان، محمد عبدالقادر افندی، فرزند سردار محمد ایوب خان است که پس از به قدرت رسیدن عبدالرحمان خان در هشت سالگی با خانواده به هند می‌کوچد و تا پایان عمر در آن‌جا زندگی می‌کند. این داستان از نگاه شکل و مضمون، از ویژگی‌های بیشتر داستانی برخوردار است. نویسنده با جست و جو و کاوش در زندگی و شخصیت «بی بی خوری جان» به تصویر یک تیپ اجتماعی پرداخته و پرده از چهرهء زندگی و گذران خانواده های اشرافی، درباریان و محیط اجتماعی بر می‌دارد. در این اثر، زبان توصیف و گفت و گوها ساده و زنده و جاندار است و از اصطلاحات و تعبیر های عامیانه بهره ها جسته است.

طرح و توطئه و جدال و جوادث، خوب پرورش یافته اند و داستان از فضا و زمینهء مناسبی بهره‌مند است. فصل‌بندی و ساختمان داستان با رُمان های معاصر نزدیکی می‌کند. اما این داستان هم با دخالت های نویسنده و استفاده از شعر و امثله و نثر روایتی،تا جایی آسیب دیده است. داستان تصویر عبرت در سال 1922 میلادی در مطبعهء سنگی مدارس هند طبع شده است.

«جشن استقلال در بولیویا» داستان دیگری ا که توسط مرتضی احمد محمدزایی به زبان انگلیسی نگارش یافته، توسط غلام نبی با مختصر تصرفی ترجمه شده و در جریدهء امان افغان در سال 1306 شمسی به چاپ رسیده است. ناگفته نماند که قبل از آن، داستان‌های «ندای طلبهء معارف» از محی‌الدین انیس که بیشتر جنبهء آموزشی و اخلاقی دارد و «مکالمات روحانی در خصوص حیات افغانی»، از نویسنده‌ای به نام سلطان محمد چاپ شده که گاه شکل یادداشت روزانه و گاه صورت خیالپردازانه دارد. «جشن استقلال در بولیویا» در اصل به گونهء نمایشنامهء تیاتری نگارش یافته؛ ولی ترجمهء آن بیشتر رنگ و بوی داستانی دارد. شخصیت اصلی داستان احمد گل تاجر مهاجر افغان و مالک فابریکه‌ای در بولیویا است. تاجر دل به عشق زنی به نام ماری سینا می‌سپارد؛ اما چون در محیط بیگانه و نا آشنا است و رقیبان متنفذ محلی دارد، عشقش به شکست می‌انجامد. وقتی احمدگل دردمند و مایوس در صدد ترک بولیویا است، برایش مژده می‌دهند که افغانستان آزاد شده و سفیر آن در راه است تاجر در بولیویا در سرزمین محبوبه‌اش می‌ماند و با هموطنان و دوستانش استقلال کشورشان را جشن می‌گیرند. داستان با احساسات شاهدوستانه و آزادیخواهانه « عمر دي ډیر شه پادشاه، همیشه وی استقلال افغان» پایان می‌پذیرد.

در این داستان، شخصیت ها تک بعُدی اند. یا سفید سفیدند، مانند احمدگل تاجر افغانی و یا سیاه‌تر از ذغالند، مانند دان سینکو جوان اشراف زادهء غربی. داستان صحنه‌های گویایی از جدال و حوادث عاطفی و درونی دارد و زبان دراماتیک داستان، به خصلت نمایشی آن افزوده است.

داستان‌های آغازین، ضمن این که از نظر شکل و محتوی سنت شکن هستند و با زبان و سبکی تازه نگارش یافته و پدیدهء نوینی به شمار می‌آیند، بازهم با ادبیات کهن پیوند شان را حفظ کرده اند. این‌ها بین داستان‌های عامیانهء دری و رُمان‌ها و داستان‌های غربی در نوسان هستند و به خوبی از یک مرحلهء گذرای ادبی- اجتماعی نمایندگی می‌کنند و از جانبی اکثر آن‌ها معایب و نقایص فنی و اشتباهات کم و بیش تاریخی و اجتماعی دارند. این داستان‌ها از سرحد کمال و پختگی بدور هستند و نمی‌توان آن‌ها را یک اثر هنری و ادبی کامل دری به شمار آورد. اما به هر صورت، با وجود کاستی‌های این آثار به دلیل فضل تقدم، باید از نویسندگان شان شاکر بود.

به پایان زمامداری شاه‌امان‌الله و حبیب‌الله کلکانی و تکیه زدن نادرشاه بر اریکه قدرت، انجمن دولتی ادبی کابل در سال 1310 شمسی آغاز به کار می‌کند. انجمن ارگانی دارد به نام «مجلهء کابل» که در آن مقاله‌های پژوهشی در بارهء ادبیات و سیاست مطابق میل دربار چاپ می‌شود. در اثر استبداد هاشم خانی و تحجر فکری و سختگیری های استادان عضو انجمن که مخالف هر گونه تجدد خواهی و گرایش های جدید ادبی هستند تا چندین سال از چاپ شعر و داستان نوگرا و پر رمز و راز جلوگیری می‌شود و رکود فرهنگی و از جمله داستان نویسی، سال‌ها ادامه می‌یابد. یگانه مقالهء مفید در عرصهء شناخت داستان که در شمارهء سیزدهم مجلهء کابل منتشر می‌گردد، مقالهء «فن قصه» از محی‌الدین انیس است. این مقاله بحث داستان و رُمان را برای نخستین‌بار در آن‌سال‌ها به طور جدی مطرح می‌سازد. می‌توان این مقاله را نخستین بیانیهء اساسی داستان نویسی نوین و نو پای دری در کشور شمرد. از آثار قابل تذکری که در این دوره منتشر می‌گردند ،داستان‌های «پانزده سال قبل» و «بیست وسوم میزان» هاشم شایق و «شام تاریک و صبح روشن» عالمشاهی و «در جستجوی کیمیای» میرامین‌الدین انصاری هستند.

«پانزده سال قبل» داستانی است از خامهء مخلص زاده (هاشم شایق افندی) که در سال 1311 شمسی در «آئینهء عرفان» چاپ گردیده است. داستان از دید پسر خُردسال و شخصیت اصلی داستان، عبدالغفور نام، به شکل اعترافی بازگویی شده و به تصویر گری خاطرات کودکی و دوران سبق و تحصیل در مسجد سرچوک و مکتب حبیبیه و دشواری های خانوادگی او پرداخته است. زبان داستان روان و یکدست است و با شخصیت ها و خُلق و خوی آدم ها می‌خواند و از پیشرفت محسوسی نماندگی می‌کند حوادث و فضای آن خوب پرورش یافته اند. اما پایان گزارشی داستان، هنر نویسنده را ضربه زده است.

داستان «شام تاریک و صبح روشن» از سید محمد ابراهیم عالم شاهی است که در سال 1317 شمسی در «اصلاح» انتشار می‌یابد. شخصیت اصلی داستان، عبدالله، بعد از مرگ پدرش حوادث گوناگونی را از سر می‌گذراند. عبدالله برای پیشبرد زندگی به ادارات مختلف حکومتی مراجعه می‌کند اما به تقاضاء هایش وقعی نمی‌گذارند. او دلبستهء دختری به نام عزیزه است. اما خانوادهء عزیزه مایلند که او را به جوان پولدار بدهند. عبدالله مایوس و نا امید است که مادر عزیزه خوابی می‌بیند و تحت تأثیر آن خواب، به نامزدی دخترش با عبدالله رضایت می‌دهد. یک روز مردم قریه در یک مسجد جمع اند که ملک قریه فرمانی را می خواند فرمانی که از سقوط حبیب‌الله کلکانی و به قدرت رسیدن نادرشاه و دوران صلح و امنیت نوید می‌دهد.

حوادث داستان و ساختمان کلی آن ناپخته و لرزان است. به خصوص فرجام داستان پیوند منطقی و درونی با حوادث قبلی ندارد و به وصلهء ناجوری می‌ماند. گرچه محتویات داستان گاه به روشنگری و افشاء‌گری می‌پردازد، اما تلاش نویسنده در پروراندن شخصیت ها و زمینه و فضای مناسب داستانی، به جایی نمی‌رسد و می‌لنگد. داستان بیشتر ارزش تاریخی دارد تا ادبی و هنری.

محمود در داستان میانه «در جستجوی کیمیا» دار و ندارش را در سفر کشمیر برای کسب کیمیا‌بته خرج می‌کند ولی فرجامی جز شکست و بی‌حاصلی و ملنگی ندارد.

سلمان علی جاغوری داستان «بیگم» را در این سال‌ها می‌نویسد. در این داستان جنبه‌های گوناگونی از زندگی یک خانوادهء هزاره و رسوم خرافی و ظالمانهء موجود، اساس کار قرار گرفته و نویسنده با توصیف جزئیات آن، به ازدواج های اجباری و رسوم ظالمانه، زمانه‌اش تاخته است. گرچه سانسور شدید هاشم خانی آزادی عمل چندانی برای عالم‌شاهی و سلمان‌علی جاغوری باقی نگذاشته و جلو جولان بیشتر قلم آن‌ها را گرفته است. اما این دو نویسنده را می‌توان از پیشقدمان دفاع از حقوق و آزادی زنان دانست. 

در طول این سال‌ها عده‌یی از نویسندگان عضو انجمن ادبی هرات هم به داستان نویسی رو می‌آورند و داستان‌هایی در روز نامهء اتفاق اسلام و مجله ادبی هرات چاپ و منتشر می‌کنند. آثار مهم این‌ها اند «اولین درس قتال، داستان کوتاه محمد ابراهیم رجایی که در مجله ادبی هرات در سال 1314 ش چاپ شده. «قربان بی باکی» و «سندان بلورین» از محمد علم غواص، «ملامت میرزا عموست» از فیض محمد عاطفی، «گلهای دهکده» رُمان واره‌یی از میراسدالله، «گلهای اکاسی» داستان بلند از محمد حسین غمین.

در همین سال‌ها ترجمه آثار داستانی از قبیل «فاجعه‌های پاریس» توسط محمود طرزی. «کولمبیا یا دختر روستایی» از جانب سیدقاسم رشتیا، داستان‌های «ببر» توسط علی احمد نعیمی، «شگوفهء سیب» توسط رشید لطیفی به تب و تاب داستان نویسی می‌افزاید و در سال 1317ش در مسابقهء نمایش‌نامه نویسی، نمایش‌نامه‌های «متخصص سالون» عبدالرشید لطیفی، «مردان پارو پامیزاد» احمد علی کهزاد، «عسکرجوان» محمد عثمان صدقی و «دکان سماوار چی» محمد رسول و سا به جوایز نایل می‌گردند. قاری عبدالله نمایش‌نامه منظوم «سه یار دبستانی» را در دههء بیست میسراید و سال‌های بعد خلیل الله خلیلی نمایش‌نامه منظوم «لیلی و اختر» خویش را چاپ و منتشر می‌کند و بازار ادبیات داستانی و نمایشی را پر رونق‌تر می‌سازند.

با تغییرات سیاسی کشور در دوره صدارت شاه محمود خان و اصلاحات اواسط سلطنت ظاهر شاه و تأسیس انجمن دایره‌المعارف آریانا در سال 1327 شمسی به مدیریت میر علی اصغر شعاع، به روشن‌فکران و فرهنگیان کشور مجال اندکی داده می‌شود و چاپ و نشر مجله‌ها و جراید غیر دولتی رونق تازه‌یی  می‌گیرد. در سال‌های 28 و 29 در شعر و نثر، گرایشات جدیدی ظهور و تقویت می‌یابد و سرایش شعر در اوزان نیمایی و نگارش داستان به شیوه صادق هدایت دامنه پیدا می‌کند. در این فضا و جو ادبی، عده‌یی از فرهنگیان که بیشتر آنان شاعران، مؤرخان، محققان و خارج دیدگان هستند، با شور و شوق تازه اما تفنَنی به نگارش داستان‌های  کوتاه رو می‌آروند و نگارش داستان کوتاه به مفهوم واقعی و مبتنی بر اصول صحیح، در ادبیات افغانستان در این سال‌ها رواج می‌یابد. عزیزالرحمان فتحی داستان‌های دراز «درپای نسترن» و «طلوع سحر» و چند داستان کوتاه را می‌نگارد؛ داستان‌هایی که به عقیدهء نگهت سعیدی نخستین داستان‌های کوتاه دری اند. نجیب الله توروایانا داستان‌های «اوشاس»، «فرزند رویگر»، «قبهء خضرا»، «مرگ محمود»، «هیرمند» و سایر آثارش را می‌نویسد که بیشتر درونمایهء تاریخی و ملی دارند. محمد شفیع رهگذر داستان «حاکم» را در سال 1333 شمسی به چاپ می‌رساند؛‌ داستانی که تفاوت کار و انجام وظیفهء دو حاکم را در یک محل با زبان نسبتاً شیوا و رساء بیان می‌کند. یکی از آن‌ها بر جان و مال مردم تعَدی روا می‌دارد و دیگری مظهر عطوفت و مردم دوستی است. محمد حیدر ژوبل داستان‌های «سنایی ولایخوار» و «بی بی مهرو» را می‌نویسد. محمد حسین غمین داستان «دوشیزه‌ای که فریبم داد» را به چاپ می‌رساند. محمد اعظم عبیدی و سید محمد سلیمان به نگارش «اشک‌ها و نگاه‌ها» و «از وقتی که او رفت» دست می‌زنند. داکتر محمد رسول وسا،گل محمدژوندی، عبدالطیف آرمان، احراری، عبدالاحمد ادا، عبدالغفور برشنا، علی احمد نعیمی، میر محمد صدیق فرهنگ، محمد عثمان صدقی، عبدالرحمان پژواک، عبدالحسین توفیق، مایل هروی، ماگه رحمانی، موسی شفیق و عده‌یی دیگر هم به خیل داستان نویسان می‌پیوندند و مجلهء عرفان و جراید اصلاح و انیس و جراید غیر دولتی از قبیل «ندای خلق» و «وطن» و «انگار» و «ولس» به چاپ و نشر آثار می‌پردازند درونمایهء بیشتر داستان‌های این دوره بر محور مضامین ملی، تاریخی و فولکلوریک می‌چرخد. بعضی از این نویسندگان خاطرات عاشقانه و رُمانتیک دوران شبابشان را در داخل و خارج کشور در چهار چوب داستان می‌ریزند و عده‌یی دیگر مانند علی احمد نعیمی و میر محمد صدیق فرهنگ که روشن‌فکران اصلاح طلب شمرده می‌شوند، از همان آغاز به داستان سرشت اجتماعی و انتقادی می‌بخشند. نثر بیشتر داستان‌های این دوره به سادگی گرایش دارد؛ اما پاره‌یی از آثار، نثری دارند شاعرانه و مطنطن یا احساساتی و رُمانتیک. به هر صورت داستان نویسی از پیشرفت لازم بشارت می‌دهد و روحیات و آمال گروه های مختلف اجتماعی  را صریح‌تر و هنری‌تر ترسیم می‌کند. اما با وجود تحولی که رخ می‌دهد، داستان هنوز در جامعه موقعیت ویژه‌یی نداشته است. داستان نویسی هنوز هم مرادف است با قصه گویی و افسانه پردازی. با وجودی که آگاهی نسبت به ساختمان داستان کوتاه از طریق آشنایی با ادبیات غرب و ایران افزایش یافته، آثار داستانی به درجات گوناگونی در مرحلهء ابداع و سازندگی قرار دارند و اثر قابل اتکاء کم است.

با انفاذ قانون اساسی نظام سلطنتی در سال 1343 شمسی و ایجاد سیستم پارلمانی که چند صباحی مردم حق شرکت در تعیین سرنوشت کشور شان را می‌یابند، دههء چهل به دوران شکل گیری اندیشه های مختلف اجتماعی و سیاسی و سال‌های پر از درگیری و تحرک و تشکل های سیاسی و روشن‌فکری مبدل می‌گردد. در این سال‌های پر از تلاطم، وضعیت فرهنگی و ادبی تغییر می‌کند و فضای مناسبی جهت رشد و تحول داستان نویسی نوین دری که از دههء گذشته شکل گرفته و در جامعه ریشه دوانیده است، ایجاد می‌گردد و نسل جدیدی از نویسندگان مانند روستا باختری، اکرم عثمان، اسدالله حبیب، کریم میثاق، حسن قسیم، اعظم رهنورد زریاب، دنیا غبار، ملالی موسی، سپوژمی زریاب، رفیق یحیایی و غیره ظهور می‌کنند. در این دهه است که شاعر بزرگ، خلیلی داستان «زمرد خونین» را می‌نگارد. آثار رهنورد زریاب در  مجله ها و جراید وقت راه می‌گشایند و عطش هنری را سیراب می‌کنند. اکرم عثمان با آواز گیرا و بیان رسایش، آثارش را در اذهان نسل جوان و سپس اندیشه های معتدل رخنه می‌دهد؛ آثاری که در آن‌ها، ماجراهای کاکه ها و خانواده های سنتی و رابطه هاو سنن کابل قدیم، باز آفرینی شده و با نثر نغز و روان خویش عطر و طعم بیشتر داستانی دارند.

ترجمه های آثار داستانی و رُمان‌های فرانسوی، انگلیسی، امریکایی و روسی به ویژه آثار بالزاک، ویکتور هوگو، موپاسان، دیکنز، جک لندن، همینگوی، داستایوسکی و تولستوی توسط مشفق همدانی، محمد قاضی، به آذین، نجف دریابندری، شجاع الدین شفا و آشنایی با رُمان و داستان پیشرفتهء ایرانی به خصوص آثار صادق هدایت، صادق چوبک، بزرگ علوی و دیگران، در شکل گیری داستان‌ها گزینش مضامین و پرورش شخصیت ها نفوذ وتأثیری بسیار داشته اند. اما هنوز هم جای آثار بزرگ و شاهکار ها خالی است.

داستان‌های نویسندگان این دهه، لزوم نگرش جدیدی را نسبت به مسایل جامعه و مردم مطرح می‌کنند، نگرشی که بیشتر بر باورهای طبقهء متوسط استوار است و با دیدگاه کهنه و مسلط دیروزین تفاوت دارد. نویسنده دیگر برای سرگرمی اشراف نمی‌نویسد و بیشتر خوانندگانی را مد نظر دارد که می‌خواهند در بارهء زندگی و روزگار شان بخوانند. آثار ریالیستی رواج و گسترش می‌یابند و داکتر اسدالله حبیب به سوی داستان کوتاه روس از نوع چخوف و بعد ها گورکی و شولوخوف رو می‌آورد و داستان‌های «سپید اندام» و «سه مزدور» را چاپ و منتشر می‌کند اما داستان‌های کریم میثاق و در سال‌های پنجاه از شمس الدین ظریف صدیقی و نظری آریانا، اغلب در بند ریالیسم محدود کننده باقی مانده، رویا و تخیل را به عنوان بخشی از واقعیت زندگی آدمی کمتر بها می‌دهند و آثار عده‌یی دیگر بیشتر اجتماع نگاری های شتابزده و محدود و احساساتی اند تا یک اثر هنری و ادبی.

نشریه «ترجمان» و طنز های علی اصغر بشیر هروی فضای فرهنگی ادبی این دهه را رنگ و رونق دیگری می‌بخشد. طنز های بشیر هروی زبان و بیان ویژه و در خور محتوا دارند و به نفی ابتذال و انحطاط اجتماعی و سیاسی می‌پردازند.

به صورت عموم، سال های 1340-50 و به ویژه دوره ده سالهء پس از انفاذ قانون اساسی سلطنتی و دموکراسی تا سقوط آن نظام، از پرشورترین و جنجالی‌ترین ادوار روزنامه نویسی و مطبوعات و تب و تاب سیاسی است و نشریه های زیادی در مطبوعات کشور نمودار می‌گردند. ساده نویسی رواج بیشتر می‌یابد و بعضی از نویسندگان در نوشته‌های شان زبانی را به کار می‌برند که پیراسته بوده، از زبان پیشین فرق فاحش دارد. در این سال‌ها ما شاهد به شهرت رسیدن نویسندگان بیشتری هستیم که این امر مبین تحول مهمی در داستان نویسی دری است و این نویسندگان سبک های گوناگون داستانی و ادبی را می‌آزمایند.

سردار محمد داود که به اهمیت جراید وقوف داشت و تاب تحمل سخنان کنایه آمیز و انتقادی و نیش قلم نویسندگان را نداشت، از فردای روز زمامداری خویش یعنی سرطان 1352 شمسی، تمام جراید مهم و آزاد پایتخت را دچار تعطیل ساخت و قدرت و نفوذ مطبوعات، تا پایان کار او تقریباً از میان رفت. اما داستان نویسی که امکانات ویژه‌یی داشته و دارد، راهش را ادامه می‌دهد و جلو می‌رود. نویسندگان در این سال‌ها به افشای تناقضات درونی حاکم بر جامعه می‌پردازند و اندیشه‌های گوناگونی را مطرح می‌کنند. پروگرام «ترازوی طلایی» رادیو افغانستان با حضور لطیف ناظمی به نقد ادب و هنر و از جمله داستان می‌پردازد و به بهبود و تحول داستان نویسی یاری می‌رساند.

در پهلوی ادبیات جدی، پاورقی نویسی مطبوعاتی توسعه و گسترش می‌یابد و مجله ها و جراید دولتی زیادی به سکس و حادثه پرداخته، در صدد جلب مشتری اند و بیشتر از فلم های جنایی غرب و سینمای تجارتی هند و آثار جواد فاضل، علی دشتی و حسین‌قلی مستعان تغذیه می‌کنند. روستا باختری و محمد امان وارسته مصروف قلمزنی در این عرصه اند آثار روستا باختری کم‌کم فضا و زمینه و حال و هوای وطنی و اصالتش را از دست می‌دهند. حتی شخصیت های داستانی آثارش، نام‌های اروپایی و ایرانی دارند. اثر مهم روستا باختری داستان دراز «پنجره» است که در ایران به چاپ رسیده و شهرت او مرهون همین اثر است.

داستان و ادبیات ،هم‌پا با تحولات اجتماعی، ترجمان بیم ها و امید ها شادی ها و شورش ها و خشم ها و عشق ها و تلخکامی های مردم و باعث توسعه و رنگینی درونمایه های داستانی می‌شود. مضامین تاریخی، اسطوره‌یی و اشراق و عرفان اسلامی و تمثیل گرایی که به داستان‌ها راه می‌یابند، مسایل اجتماعی را با صراحت کمتر و پیچیدگی بیشتر بازتاب می‌دهند؛ مسایلی که از آشفتگی های سیاسی سال‌های پایان عمر نظام جمهوری، فساد روز افزون دستگاه دولتی و نارضایتی ها ریشه می‌گیرند و یکجا با سایر عوامل داخلی و خارجی، شرایط را برای تغییر و تحول سیاسی و به قدرت رسیدن کودتای ثور 1357 شمسی آماده می‌کند و نورمحمد تره‌کی  و حفیظ الله امین بالترتیب به قدرت می‌رسند. رژیم برای حفظ تسلط و قدرت خویش، روشن‌فکران و نویسندگان زیادی را به کام مرگ می‌سپارد یا روانهء زندان ها می‌کند و تمام آزادی های به دست آمده در سال های اخیر نظام های قبلی، نابود می‌شود. رژیم فقط به آثار سرخ و ایدیولوژیک و اجتماع نگاری های شتاب زده و سطحی که به قالب گیری اذهان و افکار عامه به نفع حاکمیت و فرامین احساساتی و ذهن گرایانهء خودش مفید باشد، اجازهء چاپ و نشر می‌دهد؛ داستان‌واره‌هایی که از حد گزارشی فراتر نمی‌روند و به ندرت در میان آنان اثر هنری وجود دارد. مجموعه داستانی «راه سبز» کریم میثاق همچون اثر مهمی در این زمان چاپ و منتشر می‌گردد. 

بیتشر داستان‌های این دوره به شکل برهنه و بی پرده مسایل روز را گزارش می‌دهند، شعار پراگنی و گاهی فحاشی می‌کنند. آثاری که هر چند از پشتوانهء پشتی سرخ و نام های ستیزه جویانه و اعتبار روز برخورد دارند، اما نمی‌توانند به عنوان اثری ماندگار به تاریخ ادبیات سپرده شوند. دولت مستعجل خوش نمی‌درخشد و به پیشرفت داستان و تحول و تکامل آن لطمه و آسیب فراوان می‌رساند.

با روی کار آمدن ببرک کارمل در جدی 1358 تلاش‌هایی به منظور ایجاد اتحادیه نویسندگان آغاز می‌گردد و سر انجام در میزان 1359 شمسی، اتحادیهء نویسندگان تقریباً همزمان با اتحادیهء ژورنالیستان و اتحادیهء هنرمندان پایه گذاری می‌شود تا فعالیتهای نویسندگان و ژورنالیستان  و هنرمندان در چوکات سازمانهای خاصی «سمت و جهت داده شوند» اما گسترش و تشدید مخالفت و مقاومت مسلحانه با حضور لشکر بیگانه و نظام حاکم بهانه دیگری می‌شود برای اختناق و بگیر و ببند های روشن‌فکران و نویسندگان مخالف در کشور و بر بستر این گوناگونی اجتماعی و آشوب های زمانه، ادبیاتی متنوع شکل می‌گیرد، با یکدیگر به ستیزه می‌پردازند و همواره مبارزهء شدیدی بین تمایلات، نظریه ها و مفاهیم زیبایی شناختی جریان دارد. از سویی ادبیات رسمی و دولتی، مردم را به جانبداری از حاکمیت فرا می‌خواند و از سویی دیگر شاهد فعالیت نویسندگانی هستیم که متأثر از مکتب های فکری و ادبی نوین و فرمالیستی اند و دلخوشی چندانی از اوضاع ندارند. از جانبی جبههء مخالف (احزاب و تنظیم های جهادی و اسلامی و مهاجران) هم نویسندگان و فعالیت و نشرات خودشان را دارند و می‌توان گفت که همه به راه خود روانند. دولت که از انزوای سیاسی و اجتماعی رنج می‌برد، با سینه نسبتاً فراخ، امکانات گوناگون خود را در اختیار هرکسی که حاضر به همکاری شود، می‌گذارد. شوروی ها هم با در دسترس قراردادن امکانات زیاد و تجلیل روز ها و هفته های ادبیات و دادن جایزه ها، در صدد ایجاد ادبیات وابسته و دنباله رو خود شان هستند. نویسندگان جوان این دوره تحت تأثیر ترجمهء آثار نگاشته شده بر مبنای اصول ریالیسم سوسیالیستی، به آثار، خصلتی آرمان خواهانه و شعاری می‌بخشند و آثاری ملهم از مسایل اجتماعی و سیاسی روز دربارهء زندگی کارگران، دهقانان، پیشه‌وران و نیروهای مسلح دولتی می‌نویسند. اما تمام شور و شوق آنان، به خلق آثار هنری منجر نمی‌گردد. زیرا اغلب نویسندگان، تعهد را در معنای سادهء طرح افکار حزبی و سیاسی می‌گیرند و یا با توصیف زندگی محرومان و تقلید ناشیانهء ماکسیم گورکی – بدون برجسته کردن جنبه‌های اساسی – به بررسی های عجولانه و سطحی می‌پردازند که بیشتر فقر ستایی اند تا فقر ستیزی و کمبود های جدی فکری، تکنیکی و زبانی دارند. نویسندگان این داستان‌ها احساسات و عواطف شان را دو قسمت می‌کنند؛ بدبینی و نفرت خود را بر سرگروهی می‌ریزند و آن‌ها همیشه بد بد اند و محبت و مهربانی شان به جناح حاکم اختصاص دارد و نثار می‌شود که همیشه خوب خوب است. در نتیجه بسیاری از این آثار، قدرت ماندن تا سال‌های بعد را نداشته  و خیلی زود در مقابله با زمان از پای در می‌آیند و فراموش می‌گردند. بی‌شک  در پهلوی کمبود خلاقیت هنری، ضعف نقد ادبی را نیز می‌توان از عوامل مؤثر در هرز رفتن استعداد این نویسندگان دانست.

نویسندگان مهاجر مانند سید مخدوم رهین، حسن قسیم، مریم محبوب؛ زلمی بابا کوهی و دیگران تحت تأثیر درد جانگداز و پر ملال غربت و آوارگی و سال‌ها دوری از وطن و بی بهره ماندن از تجربه های زنده و سرچشمه های دست اول زبانی و پراکندگی ها و دشواری های سیاسی و غیره، در زمینهء ادبیات داستانی قادر به خلق آثار چشم‌گیری که بتوان آن را نقطهء تحولی در ادبیات مهاجرت نامید، نمی‌شوند. آثار آفریده شده توسط نویسندگان مهاجر اغلب یا بسیار اندک و پراکنده اند و یا به آرمان‌خواهی و تبلیغ صرف پرداخته اند و تا کنون اثر هنری جامعی که قادر به توصیف و ارایهء تصویری گسترده و عمیق ازجهاد و مقاومت افغان ها در مقابل لشکر کشی و مداخلات، بیگانه باشد، آفریده نشده است و واضح است که نباید انتظار داشته باشیم نویسندگان مهاجر و دیگران در نخستین گام ها به آفرینش آثار بزرگ و بدیع توفیق یابند. در واقع هر دو گروه (نویسندگان داخل کشور و نویسندگان مهاجر) به جای بازگویی واقعگرایانه و هنری ماجراها و حوادث زمانه، اغلب به کوچک‌تر کردن و یا بزرگ‌نمایی منش‌ها و اعمال رو آورده اند و بیشتر شان آثار تک بعُدی و اغراق آمیز آفریده اند.

در این دوران، اولین نمونه های رُمان در داخل کشور عرضه می‌گردند. سپوژمی زریاب خاطرات تحصیلی و اقامت خویش را در فرانسه با روایتی گیرا و روان و ماجراهای رُمانتیک و غنایی و دلتنگی های ناشی از غربت و بیگانگی در قالب رُمان «در کشوری دیگر» ریخته و منتشر می‌سازد «تلاش» اثر صاحب این قلم در سال 1367 چاپ می‌شود و آثار اولیه دیگری همچون «دشت های طوفانی» سالم سایق و «فریادی از تاریکی» ظریف صدیقی که در این زمینه پدید می‌آیند از حد تجربه های آغازین و ابتدایی نمی‌گذرند، نمی‌توانند شرحی درونی و هماهنگ از عصر شان پدید آورند و باعث تحول و پیشرفت زیاد ادبی – هنری شوند. نویسندگان هم که توفیق چندانی ندارند، عقب نشینی می‌کنند و دوباره به آفریدن داستان‌های کوتاه که هم با فنون آن بیشتر آشنایی دارند و هم کار چاپ و نشر آن سهل و آسان است، رو می‌آورند.

در این سال‌ها نویسندگانی هم ظهور می‌کنند که چشم اندازی طنز آمیز از زندگی دارند. جلال نورانی، هارون یوسفی و رزاق فانی در داخل کشور و حلیم تنویر در میان مهاجران پیگیر‌تر از همه اند و به ترتیب کتاب های «مادرکلان»، «چی کنم عادتم شده»، «عریضهء میرزا صدف»، «آمربا صلاحیت» و «از شور بازار تا کالیفورنیا» را منتشر می‌سازند. هر چند آثار طنزی کمتری به نفی ابتذال و انحطاط اجتماعی و سیاسی می‌پردازند، اما بازهم از پیشرفت محسوسی مژده می‌دهند.

با تکیه زدن نجیب الله بر اریکهء قدرد و اعلام مشی مصالحه ملی و انفاذ قانون اساسی 1366 فضاء و جو سیاسی و ادبی تغییری محسوس می‌یابد. قیود و سانسور کاهش می‌یابد. مجله ها و نشریه های بیشتری امکان چاپ و نشر می‌یابند. درونمایه های ضد جنگ و آشتی طلبانه و شگرد های نوین و مدرنیستی و فرمالیستی، مُد روز می‌گردد. بعضی از نویسندگان، باور های سیاسی خود را به کناری می‌نهند و به یاس و سرخوردگی دچار می‌شوند. تعدادی به زاویهء خویش باز می‌گردند و پی کار های دیگر می‌روند و یا از مشرب های فکری و ادبی‌ای سر در می‌آورند که روزی و روزگاری بر ضد آن‌ها داعیه ها داشتند. چند تایی که از استقلال هنری و آگاهی بر خوردارند و می توانند از دریچهء وسیع‌تر به جهان بنگرند، راه استقلال می‌پویند.

اعظم رهنورد زریاب یکی از چهر های شاخص و مطرح ادبی و داستانی معاصر، برای فرار از سانسور با نوشتن و چاپ داستان‌های اسطوره‌یی و تمثیلی که زمان و مکان مشخصی ندارند یا از تاریخ و اجتماع فاصله دارند، یا با نوشتن داستان‌های تاریخی از ستایش عظمت های گذشته لذت می‌برد و گاه آثاری می‌آفریند که رنگی تیره و نومیدانه بر داستان‌هایش می‌زند. آدم هایش از زندگی گریزانند و مشترکات فکری و فلسفی زیادی با بوف کور صادق هدایت و ناتورالیسم صادق چوبک و درونمایهء کلی آثار داستایوسکی دارد و به جانب مضامین پیچیده، گرایش زیادی نشان می‌دهد. زبان داستان‌های او از بهترین نثر های داستانی معاصر به شمار می‌رود و داستان‌های «برف و نقش های روی دیوار» و «یاسمن ها سوختند» نویسنده، پاسخی است به نیازهای هنری و ادبی دوران. نویسنده در جریان این سال‌ها تمام آثارش را که حدود صد داستان می‌شود، در کتاب های «آوازی از میان قرن ها»، «مردکوهستان»، «دوستی از شهر دور» و «نقش ها و پندارها» به چاپ می‌رساند.

اکر عثمان در این دهه بیشتر به توصیف زندگی و خلقیات اشراف و طبقات بالای جامعه با زبان طنز آمیز می‌پردازد و روی هم رفته دارای روشی ساده و دلپسند است. او در آثارش اذن ورود به مسایل حاد اجتماعی، آن‌هم در زمانی که آن حوادث در محراق مسایل بنیادی و سرنوشت ساز جامعه قرار دارند، نمی‌دهد و آثار تازه اش که دیگر آن فضای سنتی و قدیمی اولیه را ندارد، همه در کتاب «مردا ره قول اس» چاپ می‌گردند. 

در آثار سپوژمی زریاب آنچه تشخص بیشتر دارد احساسات زنانه‌یی است که در داستان نویسی کشور ما تازگی دارد. نویسنده مصایب و مشکلات زنانی را مورد توجه قرار می‌دهد که گرفتار جنگ و دشواری های اجتماعی و سنت های مزاحم اند. سپوژمی زریاب آثار عاطفی و پُر خشمش را که علیه جنگ و اختناق و استبداد و پیرامون مسایل زنان آفریده، در کتاب های «شرنگ شرنگ زنگ‌ها» و «دشت قابیل» منتشر می‌سازد. آثار رهنوردزریاب و سپوژمی زریاب بیش از هر نویسنده دیگر با عناصر فرهنگی غرب در آمیخته است. گاه نگرش کافکایی و پیرویی و متابعت از آثار سارتر و کامور و سایر اندیشمندان اگزیستانسیالیست با اوضاع اجتماعی و فرهنگی عقب مانده کشور، فرسخ ها فاصله دارد و خوانندگان، خود را با آن بیگانه می‌یابند.

اسدلله حبیب به شعر و تحقیقات ادبی رو می‌آورد و به نوشتن کتاب های داستانی «داس و دست‌ها» و «آخرین آرزو» و آثار دیگری در این سال‌ها بسنده می‌کند. کریم میثاق «نرگس آبی» و نظری آریانا «خفاشان» را به چاپ می‌رسانند.

از نویسنده نیز در این سال‌ها در این سال‌ها مجموعه های داستانی «ملاقات در چاه آهو»، «اشک گلثوم»، «گرگ ها و دهکده» و «مصیبت کلنگان» چاپ و منتشر می‌گردد. قادر مرادی آثار حدیث نفس گونه‌اش را درکتاب «شبی که باران می‌بارید» به چاپ می‌رساند. سبک نگارش قادرمرادی در عین سادگی و انعطاف پذیری، متمایز است. تأثیر ادبیات و فضای بوک کوری در بعضی از داستان‌ها به شدت محسوس است. قادر مرادی مداوم رو به کمال است و همیشه در برزخ میان خود آگاه و ناخود آگاه قلم و قدم می‌زند.

از قدیر حبیب به جز مجموعهء داستان «زمین» کتاب دیگری به چاپ نمی‌رسد اما همین مجموعه علی‌رغم محدودیت فکری بعضی از داستان‌ها، به دلیل شخصیت ها و ماجراهای شگرف و پیرنگ شان نمود کامل یک توانمندی مشخص و استعداد ادبی خاص است و نویسنده در شخصیت پردازی داستان‌هایش از شیوهء نویسندگان بزرگ ریالیست قرن نوزده و آثار محمود دولت آبادی پیروی و متابعت کرده است.

ببرک ارغند که از نگارش کتاب‌های «راه سرخ» و «دفترچهء سرخ» و «شوراب» رنج می‌برد، با چاپ «مرجان» به تغییرات محسوسی تن می‌دهد و آثار عالم افتخار، سالم سایق، دستگیر نایل، حسین حلامیس، رزاق مأمون، نعمت حسینی، پروین پژواک، حمیرا رأفت، حیدر یگانه، صبورالله سیاه‌سنگ، ذبیح الله پیمان، نجیب ساکب؛ سلام قشلاقی، ببرک احساس، مریم، نجلا آگاه، یحیی خوشبین، شریفه شریف، سید اسماعیل فروغی، تورپیکی قیوم و ... هم در نشریه ها و کتاب ها راه می‌گشایند. در میان نویسندگان مهاجر، آثار طنزی حلیم تنویر در کتاب «خر بی فرهنگ» در پشاور چاپ و منتشر می‌گردد.

نقد داستانی هم برای اولین بار قدم در عرصهء پژوهش های ادبی می‌نهد و حلامیس، عبیدالله محک، وحید صمدزی و ناصر رهیاب نقد هایی در بارهء داستان‌های اکر عثمان، اعظم رهنورد زریاب، سپوژمی زریاب، حسین فخری و ابراهیم عالمشاهی در مجله های ژوندون و غرجستان و روزنامهء انیس به چاپ می‌رسانند.

عده‌یی از مترجمین کشور ما همچون مخلص زاده، احمدعلی درانی، رشید لطیفی، عثمان صدقی، سلطان احمد رمزی، سید قاسم رشتیا، شفیع رهگذر، نگهت سعیدی، عبدالرحمان پژواک، سید فقیر علوی، رقیه ابوبکر، واسع لطیفی، عبدالحق واله، سراج الدین وهاج، سید عبدالله قدری پور، سید حبیب الله بهجت، محمد موسی نهمت، عزیز حسان، اعظم رهنورد زریاب، جلال نورانی، صدیق رهپو، پویا فاریابی، عبدالله نایبی، واحد نظری و صبورالله سیاه‌سنگ با ترجمهء آثار در دهه های مختلف سدهء روان خورشیدی، غیر مستقیم به پیش رفت ادبیات داستانی یاری می‌رسانند.

در سال‌های 67 تا 69 نخستین داستان‌های معاصر دری «جهاد اکبر»، «پانزده سال قبل»، «شام تاریک و صبح روشن»، «در جستجوی کیمیا»،  «در پای نسترن» مجموعه داستان «اوشاس» از نجیب الله توروایانا؛ «آشنای بیگانه» از روستا باختری؛ «هلال عید از پس پنجره» از زلمی بابا کوهی؛ «خانهء دلگیر» از مریم محبوب و آثاری دیگر از نویسندگان پیشکسوت و مهاجر به چاپ می‌رسند و بازار کتاب های ادبی را گرم‌تر و پر رونق‌تر می‌سازند. تنها از طرف انجمن نویسندگان در سال‌های شصت، به تعداد 50 عنوان کتاب داستانی چاپ و منتشر می‌شود که با یک نگاه سرسری، می‌توان بخشی از مسایل اجتماعی سالیان اخیر جامعه را در این داستان‌ها یافت. در عین حال ساختمان این داستان‌ها سبک های گوناگون عده‌یی زیادی از نویسندگان افغانستان را با تمام ویژگی‌هایشان نشان می‌دهند. مجلهء «ژوندون» و نشریهء «قلم» ارگان های نشراتی انجمن نویسندگان و نشرات متنوع دیگر به چاپ مرتب داستان‌ها می‌پردازند. داستان، خوانندگان و هواخواهان زیادی می‌یابد و من حیث یک اثر ادبی معتبر و مستقل، موقعیت خویش را در جامعه تثبیت و تسجیل می‌کند. و تب داستان نویسی چنان بالا می‌گیرد که دستگیر پنجشیری رئیس اتحادیه نویسندگان داستان «دلاک» را در ژوندون به چاپ می‌رساند و سلطان علی کشتمند صدراعظم کشور داستان «ثمرهء دوستی» را در رساله کوچک و مستقلی چاپ و منتشر می‌کند.

با استقرار دولت اسلامی در ثور 1371 و بی ثباتی ها  و آشوب ها و در گیری های پس از آن، رکود نسبی و کوتاه مدت در فضای داستان نویسی سایه می‌افگند. لحن ها افسرده می‌شوند و سر خوردگی و یأس و بدبینی بر داستان‌ها همانند انواع دیگر ادبیات حاکم می‌شود. مسایل و ناراحتی های شخصی و اجتماعی ناشی از جنگ و کشتار و مهاجرت مضامین عمده ادبیات داستانی را به خود اختصاص می‌دهند و گاه تأثیری بس ناگوار بر ادبیات می‌گذراند. چندسالی می‌گذرد تا دورهء جدید و متفاوتی در ادبیات داستانی آغاز می‌شود. نویسندگان پیش کسوت و نسل جوان که تجارب تلخی را پشت سر گذاشته اند، با وجود نابسامانی ها و خطرات و فشار و اختناق بی حد اجتماعی و جزمگرایی‌ها، می‌کوشند حساسیت ادبی و اجتماعی خود را از دست ندهند و جست و جوگری را می‌توان گرایش عمدهء نویسندگان دورهء جدید دانست.

در مجموعه‌های داستانی همچون «صدایی از خاکستر» و «رفته ها بر نمی‌گردند» از قادر مرادی؛ «فصل پنجم» و «تصورات شبهای بلند» از خالد نویساء رُمان «آوار شب» و مجموعه داستانی «مصیبت نامه هابیل» از سرور آذرخش، رُمان «فریاد خاموش» از ذبیح الله پیمان، مجموعه داستانی «یادداشتهای زیر تصویر» از گل احمد نظری آریانا، مجموعۀ «گم» و داستان های کوتاهی که از زلمی باباکوهی، صبورالله سیاه‌سنگ، فوزیه رهگذر برلاس، قدیرحبیب، ببرک ارغند، پروین پژواک، نصیر مهرین، نعمت حسینی، حامد پور و... در سال های پسین در نشریه های گوناگون بیرون مرزی چاپ و منتشر گردیده انده های گوناگون بیرون مرزی چاپ و منتشر گردیده اند، پرداختن به دوره معاصر که تفسیر های رسمی و حزبی خواستار مسخ و تحریف و حتی فراموشی آنند، جایگاه در خوری یافته است. اگر در دو سه دههء اخیر بیشتر انرژی نیروهای روشنفکر و نویسندگان، صرف احزاب می‌شد، در این دوره به سوی خلاقیت ادبی و هنری جریان می‌یابد و در گیر نبودن نویسندگان مهاجر در کارهای اداری و اجتماعی و رهایی از قیود سانسور، برای نویسندگانی چون داکتر محمد اکرم عثمان، رهنوردزریاب، حسین فخری، رزاق مأمون و عتیق رحیمی فرصت و توان آفریدن رُمان و داستان‌های بلندی چون «کوچهء ما، سیب وارسطاطالیس، شوکران در ساتگین سرخ، عصر خودکشی و خاکستر و خاک را فراهم می‌کند. بیشتر این آثار آمیزه‌یی از واقع‌گرایی و رُمانتیسم اند. یا بر محور انحطاط اخلاقی، تنهایی و غربت و کشمکش های درونی انسان‌ها دور می‌زنند و فضایی اسرار آمیز و راز ناک دارند.

جاذبهء داستان نویسی، گروهی از جوانان مهاجر افغانی در ایران را در اواسط سال های شصت نیز به سوی خود کشانیده است و اینان تا کنون آثار زیادی را چاپ و منتشر کرده اند. از میان آن، چند نویسندهء با استعداد و آگاه سر بر آورده اند که از این جمله می‌توان به سید اسحاق شجاعی، علی پیام، محمد جواد خاوری، سید حسین فاطمی، سید علی نقی میرحسینی، سید ابوطالب مظفری، سید میرزاحسین بلخی، عزیز حامدی، تقدی واحدی، معصومه کوثری، فاخره موسوی، باقر عادلی، محمد حسین محمدی، عباس جعفری، وعده‌یی دیگر اشاره کرد. آثار این نویسندگان بیشتر در مجموعه داستانی «مهاجران فصل دلتنگی» و نشریه های حبل الله، هفته نامهء وحدت، فریاد عاشورا، گلبانگ ،بنیاد و حدت، فجر امید، مجله دُر دری، امین و غیره چاپ و منتشر گردیده اند.

البته داستان نویسی در افغانستان از آغاز تا امروز، راهی طولانی و پر از فراز و نشیب پیموده است. نویسنده‌ها و آثار شان یکجا با تحول جامعه تغییر و تکامل یافته اند و زمان قضاوت نهایی در بارهء آفرینش‌گری عده‌یی از آنان، هنوز فرا نرسیده است. آن ها در نیمه راه خلاقیت ادبی خویش هستند و تأثیر شان در محیط ادبی مشخص نشده است.

قوس 1379