معرفی نویسندګان و پژوهشگران ادبیات مردمی هزاره (۳)
نویسنده:: جواد خاوری
علی حسین نایل
علی حسین نایل فرزند غلام حسین، در سال 1310 ش در کابل متولد شد. سواد ابتدایی را در مکتب فرا گرفت. پس از آموختن دوره ابتدایی، به کورسهای مالی و اداری شامل گردید و با طی دوره ی چند ساله و دریافت مدرک قابل استخدام، در وزارت صحت عامه و بعضی دفاتر شرکت های خصوصی به عنواان کارمند و دفتردار مشغول به کار شد. وی که هدفش از کارمندی در آن مقطع، کاستن فشار زندگی از دوش خانواده بود، در کنار مشغولیت اداری به مطالعه و پژوهش روی آورد و برای نشریات مطلب نوشت. همزمان، ادامه ی تحصیلات خود را پی گرفت تا در سال 1346 ش موفق به اخذ دیپلم شد. سپس وارد دانشکده ادبیات و علوم بشری گردید و در سال 1351 لیسانس ادبیات را به دست آورد. با دریافت مدرک لیسانس مدت دو سال جذب وزارت تعلیم و تربیه گردید و در لیسه به معلمی پرداخت. از سال 1353 در دانشکده ادبیات دانشگاه کابل به سمت استادیار برگزیده شد و سالها در این مقام ایفای وظیفه نمود. نایل سالها پیش از سمت استادیاری، به پژوهش روی آورده بود و مقالاتش در مطبوعات و آثارش به صورت جزوه چاپ شده بود و در چندین مجله و نشریه عضو هیئت تحریریه بود.
در میزان سال 1359 به عضویت علمی «آکادمی علوم افغانستان» در آمد و مدت سیزده سال در این نهاد علمی-پژوهشی به تحقیقات ادبی و تاریخی مبادرت ورزید و در بین اعضای آکادمی علوم، از افراد ورزیده، کاردان و تاثیرگذار به حساب به حساب می آمد. بدین دلیل در ترکیب هیئت های علمی به ده ها همایش، سیمینار، کنفرانس و میزگرد در سایر کشورها حضور داشت تا این که در سال 1372 با رتبه علمی معاون سرمحقق و موقعیت دولتی «فوق رتبه» بازنشسته شد. نایل برای پژوهش به کشورهای ایران، عراق، تاجکستان، ازبکستان و گرجستان سفر کرد و ره آورد این سفرها انتشار چندین اثر پژوهشی ارزشمند و نیز دست نوشته های منتشر ناشده ای است که از آن جمله می توان به جلد دوم سیری در ادبیات سده ی سیزدهم وحدود صد مقاله در زمینه های نقد شعر، ترجمه، تاریخ، ادبیات و فولکلور اشاره کرد. وی با بیشتر نشریه ها همکاری می کرد و به نام پژوهشگر صاحب نظر، عضو افتخاری هیئت تحریریه مجله های خراسان، ملیت های برادر، غرجستان، ژوندون و حجت و همچنین از 1369ش تا 1370ش مدیر مسئول مجله خراسان بود. وی در شعر و سخنوری نیز دست قوی داشته، اشعار بزمی و رزمی سروده است.
از آثارش می توان چنین یاد کرد: فهرست کتب چاپی افغانستان (کابل، 1356 ش)؛ سایه روشن هایی از وضع جامعه هزاره (کابل: 1365ش)؛ سیری در ادبیات سده سیزده (کابل، 1365ش)؛ مجموعه مقالات یادنامه کاتب (کابل، 1365)؛ کهزاد و پژوهش های او (1366ش) اعلام سراج التواریخ، رجال، اماکن، قبایل هزاره (کابل، 1366ش)؛ سال نمای رویدادهای فرهنگی در گستره ی زبان دری (کابل، 1367ش)؛ مقدمه و چاپ تذکره عقد ثریا (کابل، 1362)؛ یادداشت هایی در بارهی سرزمین و رجال هزارهجات (قم، 1379)؛ ساختار طبیعی هزاره جات (کابل، 1395)؛ جستارها (کابل، 1395)؛ مسائل هزاره 6 مجلد (کابل، 1379).
پس از پیروزی مجاهدین در سال 1371ش و آغاز درگیری های داخلی مقداری از دست نوشته های او از بین رفت و در کابل عرصه زندگی برایش تنگ شد. ناگزیر زندگی در هجرت را برگزید و راهی پیشاور پاکستان شد، تا سر انجام در 16 حمل 1376 چشم از جهان فرو بست. پیکر او به کابل انتقال داده شد و در دامنه شمالی تپه ی بی بی مهرو به خاک سپرده شد.
نمونه ای از اشعارش تحت عنوان «بیا که گریه کنیم»:
به حال کابل ویرانِ از میان رفته
به خانههای فروریخته ز ضرب سکر
به جادههای پر از حفره و خندقها
به تشنه کامی کِشت و به بینوایی باغ
به دست افسرده، به راه بیره، بیا که گریه کنیم
شبانه شهر کند جامهی سیه در بر
برای سایه فگندن اگر درختی نیست
امید روشنی برق رفته از دلها
برای این همه غربت، به مرگ این همه هستی، بیا که گریه کنیم
شد آسمان وطن از پرندگان خالی
ز شهروند زمین گشت یکه و تنها
نه یار ماند و نه یاری و نی ز اهل دیار
شدند یکسره آواره در دیار دگر
بدین فضای مهوع بدین سکونت غم افزا، بیا که گریه کنیم.
منابع:
انوشه، حسن. (1281). دانشنامه ادب فارسی. جلد سوم. چاپ دوم. تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
بلخی، مولوی محمد حنیف. (1381) پرطاووس یا شعر فارسی در آریانا. جلد سوم. چاپ دوم. قاهره: بخش فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی افغانستان.
ناصری داوودی، عبدالمجید. (1390). مشاهیر تشیع در افغانستان. جلد سوم. قم: مرکز بین المللی ترجمه و نشر المصطفی.
نایل، حسین. (1379). یادداشتهایی در باره ی سرزمین و رجال هزاره جات. قم: مرکز فرهنگی نویسندگان افغانستان
یزدانی، کاظم. (1386). فرزندان کوهساران. کابل: سعیدی.
